ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
28
مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )
با اين همه ، بايد توجه داشت كه هيچ كتابى جز كتابهاى الهى و آثار پردهنشينان عصمت خالى از كاستىها و نارسائيها و نادرستىها نخواهد بود به ويژه در اين كتابهاى تاريخى كه معمولا فراهمآورندگان آنها يك سلسله روايات را بدون نقد و بررسى فراهم آوردهاند و نتيجه آن شده است كه روايات متعارض با يكديگر ديده مىشود و در تحقيق بايد در آنگونه موارد دقت كرد و چيزى را كه با قرينههاى استوار درست به نظر مىرسد برگزيد اينك براى مثال به نمونهيى از همين كتاب اشاره مىشود تا خواننده گرامى خود دقت كند و درست را از نادرست بشناسد يا به اصطلاح ميان آنها را جمع كند . ابن ابى الدنيا در حديث شماره 19 از گفته زحر بن قيس حديثى آورده است كه از مطالب آن معلوم مىشود حضرت سيد الشهداء حسين بن على عليهما السّلام به هنگام ضربت خوردن و رحلت پدر بزرگوار خويش در كوفه نبوده و در مأموريت جنگى در مدائن به سر مىبرده است ، اين زحر بن قيس كه نام او هم مختلف و به صورت زهر و زجر هم آمده است « 1 » چندان شناخته شده نيست ، از سوى ديگر خود ابن ابى الدنيا در حديث شماره 33 همين كتاب از گفته جندب بن عبد اللّه ازدى روايت مىكند كه گفته است پس از مضروب شدن امير المؤمنين على عليه السّلام به خانهاش رفتم كه با ديدن او آرامشى يابم . . . تا آنجا كه مىگويد على عليه السّلام دو پسر خود حسن و حسين را فرا خواند و به آن دو چنين فرمود شما را به ترس از خدا سفارش مىكنم . . . ، جندب در پى اين
--> ( 1 ) . براى آگهى بيشتر به ص 42 ذيل شماره 14 رجال شيخ طوسى چاپ نجف 1380 ق مراجعه شود .